اب که یک جا ماند می گنذ| ویکی پدیا فارسی

یک دم این دم نخواهد ماند  

کوهْ محکم نخواهد ماند ابرْ بی غم نخواهد ماند آن گدازش ز دل ، این را - - چشمْ بی نم نخواهد ماند □□□
گفتمش چهره ی ما را ... گفت یادم نخواهد ماند رفت و هرگز نیامد باز او معظم نخواهد ماند راز این سینه را آن که رفت محرم نخواهد ماند مکر حوّا اگر این است هیچ از آدم نخواهد ماند چون توقع کنی؟ عشق است عشق ملزم نخواهد ماند □□□ خم شد این قامت ، اما نه سرو که خم نخواهد ماند آری آزاده ام ، کم نیست نیست و کم نخواهد ماند آنچنان هم نماند ، «اکنون اینچنین هم

ادامه مطلب  

تو می روی ...  

تو مي روی دل ما بی قرار خواهد ماندغمي به وسعت شبهای تارخواهد ماند
به معبدی که نخواندی دو رکعتی از نوربرای مردم دنیا ضرار خواهد ماند
تو مي روی شب ما بی ستاره خواهد شدسیاه کرده به تن سوکوار خواهد ماند
کتاب عمر ورق خورده پرشمار اماورق نخورده بسی بیشمار خواهد ماند
بسا که بعد من و بعد از هزاران سالغبار کهنه بر این رهگذار خواهد ماند
جهان نماند و نماند بهار عمرت سبزگمان مبر که هميشه بهار خواهد ماند
نه قبض و بسط و تساحل تسامح و انکارنه جبر جبری و نه ا

ادامه مطلب  

آشنا (۳)  

        آشنا  (۳)
 
آشنا از پیش رویم رفت و دل بی یار ماند
خصم با تیغ ستم ،  در عرصه ی پيکار ماند
رنج ها دیدم من از این دوستان نیمه راه ؛
ای بسا نا آشنا تا لحظه ی دیدار ماند
من از این مامردمان ، نامردمي ها دیده ام
آشنا ، آن کس که در چشمان من چون خار ماند
کشتی امّیدم از این قوم بد بر گل نشست 
روح من از این ریاکاران بد ، بیزار ماند
تا نریزد خون من این قوم صد رنگ دورو ؛
از سر شب تا سحر چشمان من بیدار ماند
آمد و در بی نیازی پیش روی من نشست ؛
ليک در وقت نیازم ر

ادامه مطلب  

وقتی تو با من نیستی  

وقتی تو با من نیستی از من چه مي ماند؟از من جز این هر لحظه فرسودن چه مي ماند؟از من چه مي ماند جز این تکرار پی در پی؟تکرار من در من مگر از من چه مي ماند؟غیر از خیالی خسته از تکرار تنهاییغیر از غباری در لباس تن چه مي ماند؟از روزهای دیر بی فردا چه مي آید؟از لحظه های رفته ی روشن چه مي ماند؟

ادامه مطلب  

تو می روی...  

تو مي روی دل ما بی قرار خواهد ماندغمي به وسعت شبهای تارخواهد ماند
به معبدی که نخواندی دو رکعتی از نوربرای مردم دنیا ضرار خواهد ماند
تو مي روی شب ما بی ستاره خواهد شدسیاه کرده به تن سوکوار خواهد ماند
کتاب عمر ورق خورده پرشمار اماورق نخورده بسی بیشمار خواهد ماند
بسا که بعد من و بعد از هزاران سالغبار کهنه بر این رهگذار خواهد ماند
جهان نماند و نماند بهار عمرت سبزگمان مبر که هميشه بهار خواهد ماند
نه قبض و بسط و تساحل تسامح و انکارنه جبر جبری و نه ا

ادامه مطلب  

باقی نمی ماند  

درین دنیا عزیزم زور و زر باقی نمي ماند
نشانی از من و این بوم و بر باقی نمي ماند
نمي نالم من از جور و جفایت بر خودم هرگز
چرا که از تو هم يک جو اثر باقی نمي ماند
نمي خواهم عزیز دل تو با من مهربان باشی
برای اینکه نامت در نظر باقی نمي ماند
مرا دادی زکف با اینکه هم پیمان هم بودیم
به مولایم برایت بال و پر باقی نمي ماند
تمام خاک دنیا را به چنگ آری درین ایام
برایت جز لباسی مختصر باقی نمي ماند
نباید فکر خود باشی تو ای پیغمبر دوران
برای اینکه جز علم هنر باقی

ادامه مطلب  

فصل نو  

 
سالهاست با من مانده
خواهش های گاه و بیگاه من
تندخویی درونم
حرصی که نهفته بود در وجودم
همه را خواست
ماند
درمان کرد ...
من به او يک زندگی بدهکارم
ماند با وعده های از جنس شک    !!
ماند سالهای را که اگر او نبود
شاید حال و هوای این روزهایم
بهنامي دیگر بود !!!
من به او يک زندگی بدهکارم  ... . . .
 
 
 
 ...........................................................................................
کاش بیدار مي شدیم
نه در خیابان هااااااااااا
بلکه در ذهنمان .... !!!!
 

ادامه مطلب  

95/02/03  

 
مي خواستم همه کار هایم را بکنم
و سر فرصت به دنبال او بروم
مي خواستم اول دنیا را عوض کنم
کتاب هایم را بنویسم
اسم و رسمي به هم بزنم
برنده شوم
و بعد با دست های پر
به دنبالش بروم ...
خبر نداشتم
"عشق" منتظر ادم ها نمي ماند ...
حالا دیگر او
رفته است
نه پاسخی نه نشانه ای نه یادی
و نه حتی خاطره ای از من . . .
اری
او مرا به کل فراموش کرده بود
و من خبر نداشتم
عشق منتظر ادم ها نمي ماند
 
........................................................................................
پل ها و خط ها يکطرفه ماند .....


ادامه مطلب  

سارای عزیزم شریك دردهام بودی ولی رفتی و...  

تو رفتی رد پایت در دلم ماند شکوه خنده هایت در دلم ماند دلم را با سحر خوش کرده بودم غروب ماجرایت در دلم ماند شريک درد هایم بودی اما غم بی انتهایت در دلم ماند هزار و يک شبم چون باد بگذشت   طنین قصه هایت در دلم ماند سپردی سر نوشتم را به پاییز بهار با صفایت در دلم ماند علی رغم سکوت ساده من سفر کردی صدایت در دلم ماند و حالا مثل يک رویای برفی تو رفتی رد پایت در دلم ماند.

ادامه مطلب  

 

***
سرش به نیزه به گل های چیده مي ماند
به فجر از افق خون دميده مي ماندیگانه بانوی پرچم به دوش عاشورابه نخل سبز ز ماتم تکیده مي ماندميان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلمبه آهویی که ز مردم رميده مي ماندشب است گوش یتیمان ز ضربت سیلیبه لاله های ز حنجر دریده مي ماندرقیه طفل سه ساله که حوری حرم استبه آن که رنج نود ساله دیده مي ماندامام صادق حق پشت ناقه ی عریانبه زیر یوغ چو ماه خميده مي ماندشوم فدای شهیدی که در کنار فراتبه آفتاب به خون آرميده مي ماندهلال يک شب

ادامه مطلب  

من همین کودک عصا به دست خواهم ماند  

هرچندسال دیگرهم بگذرد من تغییرنخواهم کرد..
فقط چروکی دیگربه صورتم اضافه خواهدشد..
نه چشمانم درشت ترميشود ونه لبخندم زیباتر.. من همين دخترک مانده درکودکیم خواهم ماند..
شاید پشت این رنگهای صورتیو شادم چادری سیاه به سردارم و پشت لبخندهای کودکانه ام بغض هایی رابه دوش ميکشم..
من بزرگتر نخواهم شد مگر دل ازاین پیرترهم ميشود؟؟
من فقط روزی لبخندبرلب درون لباس های شادم خواهم مرد..
من همين کودک عصا به دست خواهم ماند..

ادامه مطلب  

آجرک الله یا صاحب الزمان!  

صلی الله عليک یا اباعبدالله
سِرّ نی در نینوا ميماند اگر زینب نبود           كربلا در كربلا ميماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ       پشت ابری از ریا ميماند اگر زینب نبود
چشمه ی فریاد مظلوميّتِ لب تشنگان        در كویر تفته جا ميماند اگر زینب نبود
زخمهء زخمي‌ترین فریاد در چنگ سكوت        از طراز نغمه وا ميماند اگر زینب نبود
در طلوع داغ اصغر، استخوان اشك سرخ    در گلوی چشمها ميماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواه

ادامه مطلب  

کتاب منتخب مرداد ماه(خورشید می ماند)  

 
کتاب «خورشید ميماند» تألیف کامران پارسی‌نژاد به همت انتشارات کانون اندیشه جوان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامي روانه بازار نشر شد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ايکنا)، کتاب «خورشید ميماند» روایت داستانی بر مبنای منابع و مستندات تاریخی از زندگی شیخ بهایی، فقیه، ریاضیدان و معمار بزرگ عصر صفوی است. شیخ بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی از اندیشمندانی است که در بنیان نهادن مذهب شیعه در ایران و استوار کردن آن مخصوصا از ق

ادامه مطلب  

قسمتی از یک خواب.  

چاق شده ای . اولین چیزی که تو خواب دیدم . صورتت پر شده بود. خنده از روی لبانت نمي افتاد. چشمانت همان بود که بود درخشنده ،مهربان ،جسور و زیبا .
و تا کجا نگاهم همراهت ماند نميدانم . اما حس ان لحظه خواب آلود تا چندی با من ماند. شبنم با طلوع خورشید مرد.

ادامه مطلب  

کتاب منتخب مرداد ماه(خورشید می ماند)  

 
 
کتاب «خورشید ميماند» تألیف کامران پارسی‌نژاد به همت انتشارات کانون اندیشه جوان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامي روانه بازار نشر شد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ايکنا)، کتاب «خورشید ميماند» روایت داستانی بر مبنای منابع و مستندات تاریخی از زندگی شیخ بهایی، فقیه، ریاضیدان و معمار بزرگ عصر صفوی است. شیخ بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی از اندیشمندانی است که در بنیان نهادن مذهب شیعه در ایران و استوار کردن آن مخصوصا از

ادامه مطلب  

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم  

آواز عاشقانه ی مادر در گلو شکستحق با سکوت بود، صدا در گلو شکستدیگر دلم هوای سرودن نمي کندتنها بهانه ی دل ما در گلو شکستسربسته ماند بغض گره خورده در دلمآن گریه های عقده گشا در گلو شکستای داد، کس به داغ دل باغ، دل ندادای وای، های های عزا در گلو شکستآن روزها ی خوب که دیدیم، خواب بودخوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست«بادا» مباد گشت و «مبادا»‌به باد رفت«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکستفرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماندنفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

ادامه مطلب  

غزل « گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند» ...مولوی  

 
 گرجان عاشق دم زند آتش در این عالم زند              وین عالم بی اصل را چون ذره ها بر هم زندعالم همه دریا شود دریا زهیبت لا شود                   آدم نماند وآدمي گر خویش با آدم زنددودی برآید از فلک نی خلق ماند نی ملک               زآن دود ناگه آتشی برگنبد اعظم زندبشکافد آن دم آسمان نی کون ماند نی مکان             شوری درافتد در جهان آن سور بر ماتم زندگه آب را آتش برد گه آب را آتش خوردگه موج دریای عدم بر اشهب و ادهم زندخورشی افتد در کمي از

ادامه مطلب  

نوشته محمد رضا شعبانعلی  

بعضی روزها، شیرینند. زود مي گذرند. مي ماند خاطره ای برای مرور کردن در آینده دور و نزديک. مثل يک گردش يک روزه در اطراف شهر بادوستان قدیمي .بعضی روزها، مهم اند. زود مي گذرند. اما اثر آنها تا ماهها و سالها باقی مي ماند. شاید آن روز مهم را دیگر به خاطر نیاوریم. اما تأثیر آن تاآخرین روزهای زندگی با ما مي ماند. مثل روزی که عاشق مي شویم .بعضی روزها تلخ اند. اما بازهم زود مي گذرند. فراموش مي کنیمشان. مي ماند خاطره ای دوردست در پس ذهن. مثل روزی که يکی ازنزديک

ادامه مطلب  

سخنان من تا به ابد پا برجا خواهد ماند .  

آسمان و زمين از ميان خواهد رفت ولی سخنان من تا به ابد پا برجا خواهد ماند .مرقس فصل ۱۳ آیه ۳۱من نور جهان هستم هر که مرا پیروی کند در تاريکی نخواهد ماند زیرا نور حیات بخش راهش را روشن مي کند .یوحنا فصل ۸ آیه ۱۲اگر همانگونه که به شما گفتم زندگی کنید ؛ شگردان واقعی من خواهید بود . حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد ساخت . یوحنا فصل ۸ آیه ۳۱ و ۳۲هللویا هللویا هللویاجلال بر خداوند آمين

ادامه مطلب  

 

و عمر شیشه عطر است، پس نمي ماندپرنده تا به ابد در قفس نمي ماند
مگو که خاطرت از حرف من مکدر شدکه روی آینه جای نفس نمي ماند
طلای اصل و بدل آنچنان يکی شده اندکه عشق جز به هوای هوس نمي ماند
مرا چه دوست چه دشمن، ز دست او برهانکه این طبیب به فریادرس نمي ماند
من و تو در سفر عشق دیر فهميدیمقطار منتظر هیچ کس نمي ماند.
فاضل نظری
 
MEHR

ادامه مطلب  

 

کسی که پشت در ميماند تا با موهای خیسم و حوله ی دور تنم او را بوسه باران کنم حالا يک عکس سایه روشن زیباست که امروز اتفاقی دیدمش ... 
باور کن پاییز منتظر ما نمي ماند، زندگی هم منتظر ما نمي ماند، يکروز مثل همان سوسکی که ناک اوتش کردیم، ناک اوت ميشویم. خواستم قبل از آن که دیر بشود بگویم دلم برای پشت در بودنت و آن دندان هایی که باعث شدم دوستشان داشته باشی تنگ شده.

ادامه مطلب  

2 روز !!  

1پدر بزرگ مي گفت:انتظار کارِ مرد نیست!يک دلِ قوی مي خواهد که در تنِ مرد قرارش نداده‌اند!زن باید باشدتا انتظار را تاب بیاوردمَرد؛هزار و يک جور فکر مي کند و در آخر مي اندازدش دور.زن اما،مي ماندبه هر جان کندنیمي ماند!2 #سپیده_اميدی چه فایده،زنی باشی با موهایی " بلند " ؟وقتی آن دستی که باید به موهات برسد،هميشه " کوتاه " است ...#هستی_‌داراییپ.ن: خوبم فقط ميخوام نباشم. چیز مهمي نیس فقط همين!

ادامه مطلب  

کبوتر، کبوتر می ماند  

وخدا يک روز بر آفریده  هایش نوشت، کبوتر، کبوتر مي ماند. غازها در امتداد تولدشان  در آسمان، مهاجر مي مانند و گرگها، گرگ .
اما شگفتا که خوی انسان، انسان نمي ماند. روزی انسان است و روزی دیگر گرگ. روزی چون اژدها در پی بلعیدن است. روزی در قالب فرشته است و روزی دیگر شیاطین در قالب شرش  انگشت به دهان مي گیرند.
اکنون انسان را چه بنامند؟   
 
 

ادامه مطلب  

اولین دلتنگی ام مبارک  

بسم الله الرحمن الرحیم...
دلتنگی هم بخشی از زندگیست 
اما انصافا به اندازه بسیاری از بخش های دیگر آزاردهنده نیست
يکم بغض دارد و غربت
تا به حال به این فکر کرده ای که چرا نگاه آدمها پیش ما جا نمي ماند ؟
گرمای دستانشان بعد از خداحافظی دوام پیدا نمي کند؟
صدایشان نمي ماند تا باتو بازهم صحبت کند؟
من امروز به همه اینها فکر کردم
دلیلش این است که آدمها دلشان برای هم تنگ شود و عمر سفرها و دوری ها بالاخره يک روزی يک ساعتی يک جایی پایان یابد
اما ميدانی چرا ع

ادامه مطلب  

 

هميشه چاله ها بد نیستند ، گاهی باید توی چاله ماند ، توی چاله نفس کشید و زنده ماند بالاخره روزی راه به بیرون پیدا ميشود. تقلای زیاد از حد برای بیرون پریدن از چاله تو را به چاه مي اندازد. تو از درون چاه هیچ جایگاهی نداری ، تاريکی ِ محض انقدرت فشارت ميدهد تا راهی قهقرا شوی. توی چاله بمانید. چاه هزاران بار بدتر از چاله است...

ادامه مطلب  

 

- رسید مژده که ایام غم نخواهد ماندچنان نماند و چنین نیز نخواهد ماندمن ار چه در نظر یار خاکسار شدمرقیب نیز چنین محترم نخواهد ماندچو پرده دار به شمشیر مي‌زند همه راکسی مقیم حریم حرم نخواهد ماندچه جای شکر و شکایت ز نقش نيک و بد استچو بر صحیفه ی هستی رقم نخواهد ماندسرود مجلس جمشید گفته‌اند این بودکه جام باده بیاور که جم نخواهد ماندغنیمتی شمر ای شمع وصل پروانهکه این معامله تا صبحدم نخواهد ماندتوانگرا دل درویش خود به دست آورکه مخزن زر و گنج درم

ادامه مطلب  

الاکلنگ  

مانند شیشه ای که خریدار سنگ بوداین دل شکستن تو برایم قشنگ بودرویای باشکوه رسیدن به ساحلتآغاز خودکشی هزاران نهنگ بودماه شب چهاردهی که تصاحبتچون حسرتی به سینه ی صدها پلنگ بودخوشبخت آن دلی که برای تو مي تپیدخوشبخت آن دلی که برای تو تنگ بودتو يک جهان تازه پر از صلح و دوستیمن کشوری که با همه در حال جنگ بودبا من هر آنچه از تو بجا ماند نام بوداز من هر آنچه بی تو بجا ماند ننگ بودپایین نشسته ام که توبالا نشین شویاین ماجرا حکایت الاکلنگ بود.

ادامه مطلب  

استخاره و انواع آن :  

استخاره کلمه عربی و به معنی طلب خیر و نيکی کردن است ، و رایج ترین و معتبر ترین آن دو نوع است :١- استخاره با قرآن ٢- استخاره با تسبیح . 
١- استخاره با قرآن :ابتدا سه بار سوره توحید را بخوان و سه بار صلوات بر محمد و آل محمد بفرست و سپس بگو :اللهم تفألت بکتابک و توکلت عليک فأرنی من کتابک ما هو مکتوم من سرّک المکنون فی غیبک .پس از این دعا قرآن را بگشا و از سطر اول ، صفحه سمت راست ، مقصود خود را به دست آور . 
٢- استخاره با تسبیح : سه مرتبه صلوات بفرست و س

ادامه مطلب  

ظلم هرگز روی زمین نمی ماند  

سلام خدمت تمام خوانندگان عزیزم. 
در روزهای آینده مطالبی خواهم گفت که بسیار ناراحت کننده و بسیار غم انگیز البته در عین حال مارا بسیار متعجب کرده است. از زندگی رسول مهمانی که همه ما هم شهریان و اقوامش را در حیرتی بزرگ فرو برده است....
اما هیچگاه ظلم روی زمين نمي ماند....
در روزهای آینده با اطلاعات کاملتر در خدمتتان حاضر خواهم شد....
افسوس...

ادامه مطلب  

افسون نگاه تو  

افسون نگاه تو به دریا ماند
دریای نگاه تو به صحرا ماند
افسون شده وهم لقایت گشتم
دریا زده موج نگاهت گشتم
سودا زده فراق و داغت گشتم ماتم زده و به دم هلاکت گشتم
پروانه پر بسته و در دام توام
رحمي بکنی یا نکنی خام توام
افسونی و مواجی و سوازنی تو
هر لحظه ز عشق ما گریزانی تو
#آرمان_رکنی_پور
HTTPS://TELEGRAM.ME/MEHR_POEM

ادامه مطلب  

 

روشنایی شهر زیر پایم
کمي آنسوتر کاروانی عروسی
حلقه زده اند دور عروس و داماد مشغول پايکوبی اند
من غرق در روشنایی شهر
کمي بعد کاروان مي رود زیر نور شهر پنهان مي شود
کمي بعد خواهم مرد
شهر زنده خواهد ماند
کمي بعدتر دیگر نشانی از من نخواهد ماند
کاروانی دیگر مي آید
و من نخواهم بود
و من شهر را نخواهم دید
 
پی نوشت : زندگی این است دیگر
پی پی نوشت : زندگی این است دیگر
ولی خوشا آنان که حداقل شبی دست معشوق در دست بی خیال شهر زیر پایشان بودند       
         

ادامه مطلب  

هیلا صدیقی  

 
 
از خاکم وهم خاک من از جان و تنم نیستانگار که این قوم غضب هموطنم نیستاینجا قلم و حرمت و قانون شکستندبا پرچم بی رنگ بر این خانه نشستندپا از قدم مردم این شهر گرفتندرأی و نفس و حق، همه با قهر گرفتندشعری که سرودیم به صد حیله ستادندبا ساز دروغی همه جا بر همه خواندندبا دست تبر سینه ی این باغ دریدندمرغان اميد از سر هرشاخه پریدندبردند از این خاک مصیب زده نعمتاین خاک کهن بوم سراسر غم ومحنتاز هیبت تاریخیش آوار به جا مانديک باغ پر از آفت و بیمار به جا

ادامه مطلب  

من و تو  

منِ تنها!
توی تنها!
منِ مردد!
توی مصمم!
منِ کم رنگ!
توی پر رنگ!
منِ خسته!
توی توانمند!
منِ دلتنگ!
توی مهربان!
منِ آشوب!
توی آرام!
منِ...
توی...
با من بمان!
تا آرام شوم!...مهربان،توانمند،پررنگ،مصمم...
با من بمان!
ما اگر يکی باشیم،
ما اگر يکی شویم،
دیگر هیچ تشویشی در من باقی نمي ماند...
دیگر؛
منی باقی نمي ماند...!!!

ادامه مطلب  

بعد از تو  

   بعد از تو دگر همه مرا دیوانه ميخوانند,بگذار بخوانند
                    بعد از تو همه گویند که چرا این چنینی؟بگذار بگویند
                   بعد از تو  نگاهم به در و دیوار خیره ماند,بگذار بماند
                   بعد از تو دگر هیچ ندانم,نخواهم.بگذار ندانم و نخواهم
                  بعد از تو دگر دل ندارم,این جگر سوخته ماند.بگذاز بماند
                 بعد از تو معنای اميد رو ندادم,دگرم با کس دیگر نمانم
                 بعد از تو بعید

ادامه مطلب  

قطعه ای به مناسبت روز ملی سینما از محمد حسین صفری ( چاپ در روزنامه بانی فیلم )  

" فاتحه ای برای رفتگان سینما "
( روزنامه بانی فیلم 21 شهریور 1395 صفحه 4 )
1 . فصل اول : ناتمام
کسی از ما ناتمام نخواهد ماند
حتی اگر جسمي از او روی زمين نمانده باشد .
این است جاودانگی .
تنها صدا نیست که مي ماند
یادها
خاطره ها
حتی تصاویری شگرف
از کسانی که دوستشان داشته ایم
و
.....

ادامه مطلب  

کتاب خوان ماه  

کتاب «خورشید مي ماند» روایت داستانی بر مبنای منابع و مستندات تاریخی از
زندگی شیخ بهایی، فقیه، ریاضیدان و معمار بزرگ عصر صفوی است.
شیخ بهاءالدین محمدبن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی از اندیشمندانی است
که دربنیان نهادن مذهب شیعه در ایران و استوار کردن آن مخصوصا ازقرن هفتم هجری
به بعد تلاش های چشمگیری داشته است. داستان با کودکی شیخ در مکتب خانه،
ورق مي خورد و با غروب زندگی او به سرانجام مي رسد؛ اما خورشید مي ماند.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1